هخامنش کرمان
s
من شکست ناپذیرم
درباره ی وبلاگ


من هخامنش سعیدی هستم، زاده ی ۵ مهر در کرمان. فوق لیسانس مهندسی صنایع از دانشگاه آزاد اسلامی کرمان.
۰۹۳۵۲۱۹۰۰۵۴

نویسنده ی وبلاگ : هخامنش سعیدی

این پست یک پست جاودان است.

برای اینکه ببینید کی ب روز شده ام پست زیرین را ببینید


مرا در همه ی شبکه های اجتماعی بیابید:

هخامنش سعیدی

Hakhamanesh Saeidi

HakhamaneshS

09352190054

saeidi.kerman@gmail.com

matadoor_catalan@yahoo.com

saeidi.kerman@outlook.com





موضوع : هخامنش کرمان ( هخا)، 
برچسب ها : هخا، هخامنش سعیدی، هخامنش کرمان،
لینک های وابسته:
هخامنش سعیدی
چهارشنبه 1390/08/25

سیزده به در

روز سیزدهم هر ماه خورشیدی در گاهشماری ایرانی « تیر روز» نام دارد که ازآن امشاسپند تیشتر، ستاره ی باران آور می باشد.

در کتاب « آثار الباقیه» از ابو ریحان بیرونی جدولی برای سعد و نحس بودن روزهاست که در برابر روز سیزدهم نوروز، واژه ی سعد به چم نیک و فرخنده آورده شده است.

فروردین هنگام جشن و سرور و شادمانی و هنگامه ی فرود آمدن فروهرها است. تیر روز از این ماه که نخستین تیر روز از سال می باشد در میان ایرانی های باستان بسیار گرامی بوده و پس از دوازده روز جشن که یادآور دوازده ماه سال است، روز سیزدهم را پایان روزهای جشن نوروز می دانستند و با رفتن به کنار جویبارها و باغ و صحرا و شادی کردن جشن نوروز را با شادی به پایان می رساندند. در کتاب « المحاسن و الاضداد» گفته شده : « در صحن کاخ سلطنتی دوازده ستون از خشت خام برپا می کردند که در هریک از آنها یکی از حبوبات دوازده گانه را می کاشتند و کـُشتی که از پشم گوسفند بافته می شود، شش قسمت است که هر قسمت دوازده رشته می شود که به گونه ی مجموع هفتاد و دو نخ می شود، می بستند»

عدد شش اشاره است به شش گاههنبار و عدد دوازده به یاد دوازده ماه است و هفتاد و دو هم به هفتاد و دو فصل یسنا اشاره است.

تاریخچه ی سیزده به در

جمشید، شاه پیشدادی در روز سیزدهم نوروز در صحرایی سبز خیمه بر پا می کند و چند سال پیاپی این کار را انجام می دهد که در پی آن این مراسم در ایران زمین به صورت سنت و آیین درمی آید و ایرانیها از آن پس سیزده به در را بیرون از خانه در کنار چشمه سارها و دامن طبیعت برگزار می کنند

شیوه های برگزاری مراسم سیزده به در

مردم به کشتزارهای خود می رفتند و در زمین تازه روییده و سرسبز و آکنده از انبوه گل و گیاهان صحرایی به شادی و ترانه سرایی و پایکوبی می پرداختند و به گردآوری سبزه های صحرایی و پختن آش و خوراکی های ویژه می پرداختند.

همچنین بازی های گروهی، ترانه ها و رقص های گروهی، بادبادک پرانی، سوارکاری، نمایش های شاد، هماورد جویی جوانان، آب بازی بخشی از این آیین هاست. اشادی کردن و خندیدن به چم فروریختن اندیشه های پلید و تیره، روبوسی نماد آشتی، به آب سپردن سبزه ی سفره ی نوروزی نشانه ی هدیه دادن به ایزدبانوی آب « آناهیتا» و گره زدن علف برای شاهد قرار دادن مادر طبیعت در پیوند میان زن و مرد، مسابقه های اسب دوانی یادآور کشمکش ایزد باران و دیو خشکسالی است

سبزه گره زدن

افسانه ی آفرینش در ایران باستان و موضوع نخستین بشر و نخستین شاه و دانستن درباره ی « کیومرث» با ارزش است، در « اوستا» چندین بار از کیومرث سخن به میان آمده و او را نخستین پادشاه و نیز نخستین بشر نامیده است.

گفته های « حمزه ی اصفهانی» در کتاب « سِنی ملوک الارض و الانبیاء» صفحه های 23 تا 29 و گفته های « مسعودی» در کتاب « مروج الذهب» جلد دوم صفحه های 110 و 111 و « ابو ریحان بیرونی» در کتاب « آثار الباقیه» بر پایه ی همان آگاهی است که در منبع پهلوی وجود دارد که :

« مشی» و « مشیانه» که دختر و پسر دو قلوی کیومرث بودند، روز سیزدهم فروردین برای نخستین بار در جهان با هم ازدواج کردند.

آن دو به وسیله ی گره زدن دو شاخه ی « مورد» پایه ی ازدواج خود را بنا نهادند و چون ایرانیهای باستان از این راز به خوبی آگاهی داشتند

آن مراسم را به ویژه دختران و پسران دم بخت انجام می دادند. امروزه نیز دختران و پسران برای بستن پیمان زناشویی، نیت می کنند و علف گره می زنند.

این رسم از زمان « کیانی ها» فراموش شد و در زمان « هخامنشی ها» دوباره آغاز شد و تا امروز پابرجاست. در کتاب « مُجمل التواریخ» چنین آمده است :

« اول مردی که به زمین ظاهر شد، پارسیان آن را « گل شاه» نامیدند، زیرا که پادشاهی او الا بر گل نبود، پس پسر و دختری از او ماند که مشی و مشیانه نام گرفتند و روز سیزده نوروز با هم ازدواج کردند و در مدت پنجاه سال، هیجده فرزند به وجود آوردند و چون مردند، جهان نود و چهار سال بی پادشاه بماند»





موضوع : ایران باستان، 
برچسب ها :
لینک های وابسته:
هخامنش سعیدی
جمعه 1399/01/1

چیدن سفره ی هفت سین از مراسم نوروز است ک ساعتی ب تحویل سال مانده، این سفره پهن می شود.
هفت عددی است مقدس ک نشان دهنده ی هفت ایزد زرتشتیها یا امشاسپندان است و ب همین دلیل سین های نوروزی ب نام هفت سین خوانده می شوند.
سفره ی هفت سین سفره ایست ک در آن سماق، سیر، سنجد، سیب، سمنو، سرکه، سکه، همچنین سبزه، آینه، شمع و شمعدان، کتاب آسمانی، ماهی قرمز، تخم مرغ رنگ شده، کتاب شعر مانند دیوان حافظ، گلدان مانند شب بو یا لاله یا سنبل یا گل مصنوعی، ساعت، کاسه ی آب، آجیل، میوه، شیرینی قرار می گیرد.

سبزه نماد رویش و سبزی.
سمنو به سبب داشتن گندم نماد برکت.
سنجد نماد عشق و دلداگی.
سیب نماد سلامت عشق و زایش.
سکه نماد ثروت.
سیر نماد دفع بیماری.
سرکه نماد برکت.
تخم مرغ رنگ شده نماد برکت و روزی است ک ب تعداد اعضای خانواده تهیه می شود.
ماهی نماد برج اسفند و نماد برکت و زایش و زندگی و پایداریست.
شیرینی به معنای شیرین کام بودن در همه ی روزهای سال است.
میوه، آجیل و یک تکه نان یا مقداری برنج هم نشان از پر برکت بودن سفره دارد.
گل ب نیت باروری و شادابی بر سر سفره هفت سین گذاشته می شود.
آینه برای رفع کدورت و یکرنگی است.
شمع روشن به نیت روشنایی و طول عمر اعضای خانواده است ک ب همین دلیل باور بر این بوده ک شمع هفت سین را نباید خاموش کرد یا باید با برگ سبز یا نقل و نبات آن را خاموش کرد.
آب در سفره ی هفت سین نماد پاکی و پاکیزگی است و همچنین نماد آبادانی و صافی، پاکی و گشایش در کارها است


#سفره_هفت_سین  #سفره_7سین  #نوروز  #nowruz  #7سین  #هفت_سین  #7_سین  #سفره_7_سین




موضوع : ایران باستان، 
برچسب ها :
لینک های وابسته:
هخامنش سعیدی
جمعه 1399/01/1


فرا رسیدن #سال_1399 خورشیدی و #نوروز بر همه ی ایرانی ها و #پارسی_زبان ها خجسته باد

دعای سر سال به #پارسی:
گشت گرداگرد مهر تابناک، ایران زمین
روز نو آمد و شادی برون زندر کمین
ای تو یزدان! ای تو گرداننده ی مهر و سپهر!
برترینش کن برایم این زمان و این زمین


#سال_نو #شادباش #nowruz #1399 #persiannewyear
#سفره_هفت_سین #سفره_7سین #nowruz #هفت_سین #7_سین #سفره_7_سین #7سین
#هخا #هخامنش #هخامنش_کرمان #هخامنش_سعیدی #هخامنش_شکست_ناپذیر #hakha #hakhamanesh_saeidi #hakhamanesh #hakhamanesh_kerman #hakhamaneshs




موضوع : گوناگون، 
برچسب ها :
لینک های وابسته:
هخامنش سعیدی
جمعه 1399/01/1

فال گوش نشینی

زنان و دخترانی که شوق شوهر کردن دارند یا ‌آرزوی زیارت و مسافرت

غروب شب چهارشنبه نیت می‌کنند و از خانه بیرون می‌روند

و در سر گذر یا سر چهارسو می ایستند و گوش به سخن رهگذران می‌سپارند

و به نیک و بد گفتن و تلخ و شیرین سخن گفتن رهگذران تفال می‌زنند.

اگر سخنان دلنشین و شاد از رهگذران بشنوند، برآمدن آرزوی خود را برآورده می پندارند

اما اگر سخنان تلخ و اندوه ‌زا بشنوند، رسیدن به آرزو را در سال نو ناممکن می دانند

 

قاشق زنی

زنان و دختران آرزومند قاشقی با کاسه‌ای مسی برمی‌دارند

و شب هنگام در کوچه و گذر راه می‌افتند و در برابر هفت خانه می ایستند

و بی آن که سخنی بگویند پی در پی قاشق را بر کاسه می‌‌زنند.

صاحبخانه که می‌داند قاشق‌زنان آرزویی دارند، شیرینی یا آجیل، برنج یا بنشن

یا پول در کاسه های آنان می‌گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق‌زنی چیزی به دست نیاورند

از برآمدن آرزوی خود ناامید خواهند شد

 

تقسیم آجیل چهار شنبه سوری

زنانی که آرزویی داشتند در شب چهارشنبه ی پایانی سال

آجیل هفت مغز به نام « آجیل چهارشنبه سوری» از دکان رو به قبله می‌خریدند

و پاک می‌کردند و میان خویش و آشنا پخش می‌کردند و می‌خوردند.

به هنگام پاک کردن آجیل، قصه ی آجیل چهارشنبه که قصه ی خارکن نام داشت را می خواندند.

گرد آوردن بوته، گیراندن و پریدن از روی آن و گفتن « زردی من از تو، سرخی تو از من»

مهم‌ترین اصل شب چهارشنبه‌سوری است که جایش را به ترقه بازی و مواد انفجاری داده است

 

مراسم کوزه شکنی

مردم پس از آتش‌افروزی، مقداری زغال به نشانه ی سیاه‌ بختی،

کمی نمک به نشانه ی شورچشمی و یک سکه ی دهشاهی به نشانه ی تنگدستی

در کوزه ای سفالی می‌اندازند و هر یک از افراد خانواده یک بار کوزه را دور سر خود می‌چرخاند

و آخرین نفر، کوزه را بر سر بام خانه می‌برد و آن را به کوچه پرتاب می‌کند

و می‌گوید « درد و بلای خانه را ریختم توی کوچه» و باور دارند که با دور افکندن کوزه

تیره‌بختی، شوربختی و تنگدستی را از خانه و خانواده دور می‌کنند

 

 آش چهارشنبه سوری

خانواده‌ هایی که بیمار یا آرزویی داشتند برای برآمدن آرزو و بهبود یافتن بیمارشان نذر می‌کردند

و در شب چهارشنبه ی پایانی سال آش ابو دردا ‌یا آش بیمار می‌پختند

و آن را اندکی به بیمار می‌خوراندند و بقیه را هم میان فقرا پخش می‌کردند.

 

سرود « زردی من از تو، سرخی تو از من»

در خانه زنی خاکستر را در خاک انداز جمع می‌کند و آن را از خانه بیرون می‌برد

و در سر چهارراه یا در آب روان می‌ریزد. در بازگشت به خانه در خانه را می‌کوبد

و به اهل خانه می‌گوید « از عروسی می‌آیم و تندرستی و شادی برای خانواده آورده ام»

در این هنگام اهل خانه در را به رویش می‌گشایند.

او به این گونه همراه خود تندرستی و شادی را برای یک سال به درون خانه خود می‌برد

 






موضوع : ایران باستان، 
برچسب ها :
لینک های وابسته:
هخامنش سعیدی
سه شنبه 1398/12/13

چهارشنبه سوری از کجا آمده است؟

چهارشنبه‌ سوری ترکیبی است از « چهارشنبه» که پنجمین روز هفته است

و «سوری» به معنای جشن و سرور است.

این جشن پیش درآمدی برای جشن نوروز است

که ریشه در باورهای کهن آریایی های کوچ کرده به ایران زمین دارد.

نخستین چهارشنبه‌سوری در زمان منصور بن نوح سامانی

و در ماه شوال سال 350 هجری قمری در محله ی مرلیان بخارات برگزار شد

و از آن پس همچنان ادامه یافت.

یک باور درباره ی جشن چهارشنبه ‌سوری این است که « مختار ثقفی» قرار گذاشته بود

که روز پنجشنبه آخر صفر انقلابش را آغاز کند اما چون دشمنانش آگاه شدند

قیام را یک روز جلو انداخت و برای آگاهی هوادارانش فرمان داد

که سه‌شنبه شب بر بام خانه‌ها آتش بیفروزند.

ایرانیهای باستان نیز نور را نماد ایزد می‌دانستند. از آن هنگام که آتش شناخته شد

و برای روشن کردن شب‌های تار‌آمد همواره سمبل گرما و نور و رونق‌بخش اجاق خانه‌ها بود.

بعدها افروختن آتش که نشانه ی پیروزی روشنایی بر تباهی و بیماری و نکبت بود

رسم شد و این گونه است که در غروب آفتاب مردم کپه‌‌های هیزم را روی هم می‌گذارند

دور هم جمع می‌شوند و خورشید که در جایگاهش فرو رفت هیزم‌ها را به آتش می‌کشند

از روی آتش می‌پرند و با گفتن « زردی من از تو، سرخی تو از من»

بیماری و زردی را از خود دور می‌کنند و سرخی و سرحالی آتش را برای خود می‌خوانند

و زرد رویی را به خاکستر می‌‌اندازند. آتش‌‌افروزی بر بام‌ها از اصالت بیشتری برخوردار است

 

بترکه چشم‌ حسود

در بسیاری از شهرها و روستاهای ایران اسپند و کندر را برای دفع چشم زخم

و تنگ نظری‌ در آتش می‌ریزند تا یک سال آنها را از بلا و چشم زخم در امان نگاه دارد.

در گذشته تهیه ی اسپند هم در چند جای ایران آداب خاصی داشته است،

به این گونه که یک نفر در غروب آفتاب از 7 مغازه ‌دار می پرسید که اسپند دارند یا نه

و در پایان بر می‌گردد و از یکمین مغازه اسپند می‌خرد که مغازه دار باید سید باشد و شال سبزی هم به کمر بسته باشد

 

شبی پر از شور و گرما

کوزه ‌شکنی در شب چهارشنبه ی پایانی سال یکی از رسم‌‌های این شب بوده است.

در گذشته که ظرف آب مردم تنها کوزه بود در چنین شبی این کوزه را می‌شکستند

چرا که کوزه‌ های آب لعاب نداشت و اگر پس از یک سال به کار بردن،

آن را نمی‌شکستند بسیار سیاه و چرکین می‌شد. هر کس را هم که می‌‌خواستند

به تنگ چشمی وصف کنند، می‌گفتند « کوزه ی 2 ساله در خانه دارد»

فالگیری، بلاگردانی، قاشق‌زنی و بخت‌گشایی از آداب و رسومی بوده

که کم‌ رنگتر شده است. این مراسم بیشتر کار جوان‌ها بوده

و به عنوان نشانه‌هایی از نیکخواهی و آرزوهای خوش برای سال آینده به شمار می آمده است.

در استان‌های شمالی و مناطق آذربایجان رسم بوده است

که پسران جوان به ویژه آنهایی که نامزد داشته‌اند

یک جعبه ی چهارگوش را که با کاغذ‌های رنگی آراسته شده بود

از پشت بام خانه ی نامزدشان به درون خانه‌اش می‌فرستادند یا

آن را از جلوی پنجره ی اتاقش آویزان می‌کردند و صاحبخانه هم خوردنی، پوشیدنی و پارچه

در آن می گذاشت که این رسم را کجاوه ‌اندازی می‌‌نامیدند.

گذشتگان آجیل چهارشنبه سوری داشتند که بادام، پسته، فندق، گردو،

هسته ی زردآلو، هلو، نخود، کشمش و نقل از جمله ی آنها هستند.

در این شب آش می‌پزند و این آش مجموعه‌ای از همه ی دانه‌‌ها و سبزی‌‌ها را با خود دارد

به این امید که در سال آینده روزی افراد خانواده پر برکت باشد.

آنهایی هم که نذری دارند آش می‌پزند و موادش را با مراسم قاشق‌زنی گرد می‌آورند.

قاشق زنی به این گونه بوده که جوانان چادری بر سر می‌اندازند

و با یک قاشق و کاسه به در خانه‌ها می‌روند و بدون آن که چیزی بگویند

با قاشق به کاسه می‌زنند تا صاحبخانه به‌ آنها چیزی بدهد.

دختران دم‌بخت هم در این شب مراسمی مانند گره‌گشایی و گردوشکنی را انجام می‌دهند

به امید آن که در سال نو قدم به خانه ی بخت بگذارند.

ایرانیها از آنجا که چهارشنبه سوری را پیشواز سال نو می‌دانستند

در این شب تفال می زدند و زیباترین آداب را برای تفال بر سال آیندهشان بر می‌گزیدند

که این آداب با جشن بزرگ نوروز هم هماهنگی دارد مانند فال کوزه که با ترانه و سرود همراه است. سالخوردگان هم داستانسرایی می‌کنند و با این داستان‌‌ها با سرمای زمستان خداحافظی می‌کردند





موضوع : ایران باستان، 
برچسب ها :
لینک های وابسته:
هخامنش سعیدی
سه شنبه 1398/12/13

29 بهمن، جشن سپندار مذگان، روز عشق و مهر ورزی ایرانی ها

 

علت بزرگداشت روز سپندار مذگان ب عنوان " روز عشق" این بوده است ک در ایران باستان هر ماه سی روز بوده است و همچنین ماهها نام داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشت. روز پنجم "سپندار مذ" بوده است.

سپندار مذ لقب ملی زمین یعنی گستراننده، مقدس و فروتن است. زمین نماد عشق است، چون با فروتنی و گذشت ب همه عشق می ورزد، زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری مهربان در دامان پر مهر خود می پروراند. ب همین دلیل سپندار مذگان را نماد عشق می پنداشتند.

در این روز مردها به همسرهای خود هدیه می ‌دهند. مردها و پسرها، زنها و دخترهای خانواده را بر تخت شاهی می‌ نشانند و از آنها پیروی می‌ کنند و ب آنان هدیه می‌ دهند. این یک یادآوری برای برادرها و مردها است تا خواهرها و همسرهای خود را گرامی بدارند





موضوع : ایران باستان، 
برچسب ها :
لینک های وابسته:
هخامنش سعیدی
سه شنبه 1398/11/29

جشن سَده

 

 

واژه ی سده

بیشتر دانشمندان نام « سده» را گرفته شده از صد می دانند.

ابوریحان بیرونی می نویسد: « سده گویند یعنی صد و آن یادگار اردشیر بابکان ساسانی است و در علت و سبب این جشن گفته اند که هرگاه روزها و شب ها را جداگانه بشمارند، میان آن و پایان سال عدد صد به دست می آید و برخی گویند علت این است که در این روز، زادگان کیومرث ( پدر نخستین) درست صد تن شدند و یکی از خود را بر همه پادشاه گردانیدند»

و برخی برآنند که در این روز فرزندان مشی و مشیانه به صد رسیدند و نیز آمده : « شمار فرزندان آدم در این روز به صد رسید»

نظر دیگر این که سده، صدمین روز زمستان از تقویم کهن است. زمستان در تقویم کهن 150 روز و تابستان 210 روز بوده است.

برخی گفته اند که این جشن به مناسبت صد روز پیش از به دست آمدن محصول و بلندای غلات است.

استاد مهرداد بهار بر این باور است که واژه ی سده از پارسی کهن به معنی پیدایش و آشکار شدن آمده و آن را برگزاری مراسمی به مناسبت چهلمین روز پدید آمدن خورشید ( یلدا) دانسته و می نویسد: جشن سده سپری شدن چهل روز از زمستان و دقیقا در پایان چله ی بزرگ قرار دارد. البته به جشنی دیگر که در دهم دی ماه برگزار می شده و کمابیش مانند جشن سده بوده هم باید توجه کنیم که در آن نیز آتش ها می افروختند. اگر نخستین روز زمستان را پس از شب یلدا تولد دیگری برای خورشید بدانیم، می توان آن را هماهنگ با جشن گرفتن در دهمین و چهلمین روز تولد، آیین کهن و زنده ی ایرانی دانست ( در سراسر کشور و سرزمین های ایرانی نشین، دهم و چهلم زاد کودک را جشن می گیرند) و واژه ی SADA ( اسم مونث) که به معنی پیدایی و آشکار شدن است، در ایران باستان SADOK و در پارسی میانه SADAG بوده و واژه ی عربی سذق و نوسذق ( معرب نوسده) از آن آمده است

 

پیشینه ی اسطوره ای پیدایش آیین و جشن سده

از اسطوره های جشن سده تنها یکی به پیدایش آتش اشاره دارد

 فردوسی می گوید: « هوشنگ پادشاه پیشدادی که شیوه ی کشت و کار، کندن کاریز و کاشتن درخت را به او نسبت می دهند، روزی در دامنه ی کوه ماری دید و سنگ برگرفت و به سوی مار انداخت و مار فرار کرد. اما از برخورد سنگ ها جرقه ای زد و آتش پدیدار شد .

در نوروزنامه آمده است که: « آفریدون همان روز که ضحاک را بگرفت، جشن سده برنهاد و مردمان که از جور و ستم ضحاک رسته بودند، پسندیدند و از جهت فال نیک، آن روز را جشن کردندی و هر سال تا به امروز، آیین آن پادشاهان نیک عهد را در ایران و دور آن به جای می آورند

 

برگزاری جشن سده

1. تا دوره ی ساسانی: فردوسی آن را به هوشنگ نسبت می دهد و ابوریحان بیرونی و نوروزنامه آن را از فریدون می دانند و همچنین رسمی شدن جشن سده به زمان اردشیر بابکان ساسانی بر می گردد اما در هیچ کدام به شیوه ی برگزاری آن اشاره ای نشده است!

2. پس از ساسانی ها: مورخان و نویسندگانی چون بیرونی، بیهقی، گردیزی و مسکویه از شیوه ی برگزاری جشن سده در دوران غزنویان، سلجوقیان، خوارزمشاهی ها و آل زیار تا دوره ی مغول بسیار نوشته اند. از آیین های مردم سندی نداریم اما در حضور پادشاه ها، رسم شعرخوانی بود و نیز پرندگان و جانورهایی به آتش انداخته می شدند و گیاه خوشبو تبخیر می کردند تا بدی های آن را برطرف کنند.

3. هم اکنون: در مازندران، کردستان، لرستان، و سیستان و بلوچستان روستایی ها، کشاورزها، چوپان ها و چادرنشینها نزدیک غروب یکی از روزهای زمستان ( آغاز نیمه یا پایان زمستان) روی پشت بام، دامنه ی کوه، نزدیک زیارتگاه، کنار چراگاه یا کشتزار آتشی افروخته و بنا بر سنتی کهن پیرامون آن گرد می آیند بدون آنکه نام جشن سده بر آن نهند.

اما در کرمان جشن سده یا سده سوزی در میان همه ی مردم کرمان، چه مسلمان، چه زرتشتی و چه کلیمی رواج دارد که همه ساله در دهم بهمن ماه برگزار می شود. در میان چادرنشینهای بافت و سیرجان سده سوزی چوپانی برگزار می شود که شب دهم بهمن آتش بزرگی به نام آتش جشن سده با چهل شاخه از درختان هرس شده که نشان چهل روز ( چله ی بزرگ) است در میدان ده برمی افروزند و می خوانند: « سده سده دهقانی/ چهل کنده ی سوزانی/ هنوز گویی زمستانی»

چنانکه از کتاب ها و اسناد تاریخی برمی آید جشن سده جنبه ی دینی نداشته و همه ی داستان های مربوط به آن غیردینی است و بیشتر جشنی کهن و میهنی به شمار می آید و وارث حقیقی جشن سده نه تنها زرتشتیها، بلکه همه ی ایرانیها هستند، میراثی که به بسیاری از کشورهای همسایه نیز راه یافت






موضوع : ایران باستان، 
برچسب ها :
لینک های وابسته:
هخامنش سعیدی
پنجشنبه 1398/11/10
اندر احوالات #نمایشگاه_کتاب_کرمان . دی ۹۸:
۱. تنها یک غرفه ی کتاب #گل و #گیاه بود
۲. همچون همیشه #ایرانسل و #همراه_اول غرفه داشتند، و همچون همیشه #رایتل غرفه نداشت
۳. اینبار #موکت کف #نمایشگاه بر نمی گشت و توی دست و پا نبود!
۴. غرفه ی غذای گرم برای #شام هم بود
۵. میز و صندلی یا سالن فرش شده برای خوردن شام نبود!
۶. برای نخستین بار در #کرمان غرفه های کتاب و #مجله ب #زبان_انگلیسی هم بود
۷. در #نمایشگاه_کتاب در غرفه ای #ناصر_شجاعی هم حضور داشت و می شد کتاب با امضای او را خرید
۸. دو غرفه ی فروش #گل و #گیاه هم بود!




موضوع : وشت بگم، 
برچسب ها :
لینک های وابسته:
هخامنش سعیدی
شنبه 1398/10/14
اندر احوالات #آلبوم_موسیقی #بی_نام از #محسن_چاوشی :
۱. بیشتر آهنگها #موسیقی ساده و یکنواختی دارند
۲. از آنجا ک آهنگها #ترانه ندارند و #چکامه هستند چندان نمی شد با آنها همزاد پنداری کرد
۳. چکامه های عرفانی #مولوی با آهنگسازی شاد و خانندگی سرخوش هستند ک عرفان و خدا جویی #مولانا را شسته است و روی بند گذاشته است!
۴. بار دیگر هنر #خوانندگی #چاوشی پدیدار شد و چکامه ها را بسی استادانه و زیبا ب آهنگ می خاند
۵. هیچ یک از آهنگها سبک خاندن یکسان ندارند و نیز چند تا از آنها سبک خاندن نوینی دارند ک پیش از این در آهنگهای چاوشی دیده نشده است
۶. از دید من بهترین آهنگ این آلبوم آهنگ چنگ است
۷. از دید من این آلبوم بدترین آلبوم چاوشی است
۸. قیمت ۳۰ هزار تومان برای #آلبوم با ‌توجه ب شیشه ای بودن و دفترچه ی چکامه های آن چندان گران نیست
۹. باز هم عکسی از خود محسن چاوشی در #کاور آلبوم نیست!
۱۰. همه ی #آهنگسازی و #مسترینگ و #تنظیم را خود چاوشی کرده است





موضوع : وشت بگم، 
برچسب ها :
لینک های وابسته:
هخامنش سعیدی
شنبه 1398/10/14

می ستاییم مهر را، آنکه از آسمان بر فراز برجی پهن با هزاران چشم بر ایرانی ها می نگرد،
نگاهبان زورمندی که هرگز خواب به چشمهای او راه نیابد و آنکه مردم را از نیاز و دشواری برهاند.

شب چله ( یلدا)، شب زادروز میترا ( ایزد بانوی مهر)
بر هم میهنهای نیک اندیش فرخنده باد





موضوع : ایران باستان، 
برچسب ها :
لینک های وابسته:
هخامنش سعیدی
چهارشنبه 1398/09/27
۱۳ آذر ماه
سالمرگ بزرگمرد ایران زمین، شاه جهان،
شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه چهار گوشه ی جهان،
کورش هخامنشی گرامی باد




کورش هخامنشی ۵۲۹ سال پیش از میلاد
در سن ۷۰ سالگی
در جنگ با قوم سکا ( چادر نشینها و بیابانگردها)
در پی تیری که به شانه ی او برخورد  کرد
در شمال کشور ایران کشته شد

چو ایران نباشد
تن من مباد


یادش گرامی
و روانش شاد





موضوع : ایران باستان، 
برچسب ها :
لینک های وابسته:
هخامنش سعیدی
یکشنبه 1398/09/10

چند ده سال دیگر در کتابهای تاریخ می نویسند ک در کشوری دولت اینترنت را قطع کرده بود و وبسایتها یکی پس از دیگری پیام بازگشت ب اینترنت را ب مردم می فرستادند!


نترسید

نترسید

ما همه با هم هستیم

هیچ جا نمی ریم، همین جا هستیم





موضوع : وشت بگم، 
برچسب ها :
لینک های وابسته:
هخامنش سعیدی
سه شنبه 1398/08/28
۷ آبان ماه
یادروز پدر ایرانی ها،
سرور یونانی ها،
یاریگر یهودی ها،
کورش هخامنشی
گرامی باد





در بالا نمایی از کورش هخامنشی در سوی راست
و کاساندانا ( همسر کورش هخامنشی)
در سوی چپ دیده می شود





موضوع : ایران باستان، 
برچسب ها :
لینک های وابسته:
هخامنش سعیدی
سه شنبه 1398/08/7

۱۶ مهر، جشن مهرگان، سالروز پیروزی کورش هخامنشی بر ارشت ویگ ماد

( در شاهنامه ی فردوسی: پیروزی فریدون بر ضحاک)

و پایه گزاری پادشاهی هخامنشی گرامی باد

 





موضوع : ایران باستان، 
برچسب ها :
لینک های وابسته:
هخامنش سعیدی
سه شنبه 1398/07/16

« ۵ مـهـر مـاه »





۵ مهر زادروز مـنـه ها!

 

هدیه ک نمی تونین ب من بدین


 

پس پـیـام شادباش بهم بفرستین و دلم شاد کنین






موضوع : وشت بگم، 
برچسب ها :
لینک های وابسته:
هخامنش سعیدی
جمعه 1398/07/5


( همه ی صفحه ها : 12 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

www.instagram.com/hakhamaneshs
نام و نام خانوادگی      
ایمیل      
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic