تبلیغات
هخامنش کرمان

آمار بازید

کل بازدیدها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه پیش :
به روز رسانی :

هخامنش سعیدی و Hakhamanesh Saeidi و HakhamaneshS در شبکه های اجتماعی

این پست یک پست جاودان است.

برای اینکه ببینید کی ب روز شده ام پست زیرین را ببینید


مرا در همه ی شبکه های اجتماعی بیابید:

هخامنش سعیدی

Hakhamanesh Saeidi

HakhamaneshS

09352190054

saeidi.kerman@gmail.com

matadoor_catalan@yahoo.com

saeidi.kerman@outlook.com




دسته بندی : هخامنش کرمان ( هخا) ,
برچسبها : هخا , هخامنش سعیدی , هخامنش کرمان ,
تاریخ: چهارشنبه 1390/08/25 - 17:50 | دیدگاه شما و دیگران: ()

مس کرمان نایب قهرمان جام حذفی ایران شد






پرچم تیم مس کرمان را می بوسم و کف پای بازیکنهای مس کرمان را می بوسم.
شما با نایب قهرمانی در جام حذفی ایران نام کرمان را بلند آوازه کردید






دسته بندی : گوناگون ,
تاریخ: شنبه 1392/11/26 - 13:35 | دیدگاه شما و دیگران: ()

تسلیت ب بنیامین بهادری ب خاطر درگذشت همسرش نسیم حشمتی

بنیامین بهادری!
درگذشت همسرتان نسیم حشمتی را تسلیت می گویم.
امیدوارم ک همواره در شادیها ببینمت.




تا حالا عاشق شدی؟
شده ب کسی دل بدی؟
یهو از دستش بدی.
دورت بگردم

***

می بینی گریه کردم، خاب دیدم
ی روز من تو رو از دست می دم.
نگو این خاب من تنها ی خابه
نگو این گریه کردنها ی خابه.
کنار گریه خابیدم
بازم خاب تو رو دیدم.
تو خاب از خاب ترسیدم
تو می رفتی، تو می رفتی و می دیدم

***

تو نمی دونی ک صدات و گریه هاتو جا گذاشتی
تو نمی دونی ک هوات و نفساتو جا گذاشتی.
عطرت میون اتاقم، عکست تو آینه مونده
شال گردن خیس تو باز پهلوی شومینه مونده.
تو رو دوست دارم و گریه
شبو بیدارم با گریه




دسته بندی : گوناگون ,
تاریخ: سه شنبه 1392/11/8 - 11:39 | دیدگاه شما و دیگران: ()

بارش ۳۵ سانتی متری برف در شهر کرمان. ۱۸ دی ۱۳۹۲













دسته بندی : گوناگون ,
تاریخ: شنبه 1392/10/21 - 17:01 | دیدگاه شما و دیگران: ()

خاطره: باغبان شدن

م نمی فمم چرا هر وخ ا سر پس چن دقه اویی می رم سر کله ی سرپرست یا فرماندمون پیدا می شه.
امرو ک ت آسایشگا نشسته بیدم و کرم ضد آفتاب می زدم فرمانده سر رسید و ب ناویم گف: کو جناب سعیدی؟
ناوی یویم ور دش گف:
ت آسایشگایه.
صدام زدن و اومدم پیششون. فرمانده وشم گف:
گشاد تشریف دارین! باید بدم تنگت کنن!
ا همی بابت برا تنگ شدنم(!) داد بلواره آبیاریش کنم. منم با ای یال و کوپالم ( ۴ سال تحصیلات دانشگایی، درجه ی ناوبان سه یی، ۲۵ سال سن) آبپاش ر ب دستم گرفتم و گیاآ و درختاره آب می دادم. هر کی میومد ی نگایی با شگفتی وشم می کرد. منم سنگ رو یخ ( یا یخ رو سنگ؟ ) شدم




دسته بندی : سربازی ,
تاریخ: چهارشنبه 1392/04/12 - 15:52 | دیدگاه شما و دیگران: ()

زنده خوانی هخامنش سعیدی- از تو می پرسند




دسته بندی : وشت بگم ,
تاریخ: دوشنبه 1392/04/10 - 13:45 | دیدگاه شما و دیگران: ()

هدر دادن آب یا تشنگی گربه؟



این همه می گن آب را هدر ندهیم. اگه آب ر هدر نداده بودم این گربه از تشنگی می مرد ک







دسته بندی : وشت بگم ,
تاریخ: دوشنبه 1392/04/10 - 13:44 | دیدگاه شما و دیگران: ()

عکسی در روزنامه ی جام جم با ژست هخامنش سعیدی




دسته بندی : وشت بگم ,
تاریخ: دوشنبه 1392/04/10 - 13:34 | دیدگاه شما و دیگران: ()

خاطره: خط کشی اتاقک نگهبانی

سرپرست سردر وشم گف ک ا زیر پنجره ی اتاقک نگبانی ی خطو راستی دور تا دور دیوار بکشم تا زیرشو رنگ کنن. ولی خطم او قد کج بید ک اگه حتی فرموندمونم گف:
تو شطو لیسانسی هستی؟!ا
دواره سرپرست وشم گف ک رو میز، صفه شطرنجی در بیارم.
او یتو کادری گف:
ب سعیدی گفتی خط بکشه، یتوش ای وره، یتوش او ور، حالا بگی شطرنج بکشه، برات تخته نرد در میاره!



دسته بندی : سربازی ,
تاریخ: دوشنبه 1392/04/10 - 12:16 | دیدگاه شما و دیگران: ()

خاطره: شاشیدن سگ

چن شب پیش سگی جلو اتاقک نگبانی ما شاشیده بید.
فرداش سرپرست سردر ب ناویا نگبان گف:
سر پستتون خابیده بیدن؟
ناویا گفتن:
نه.
سرپرست گف:
اگه بیدار بیدن، سگ جرات نمی کرد بیاد ایژو بشاشه!



دسته بندی : سربازی ,
تاریخ: دوشنبه 1392/04/10 - 12:14 | دیدگاه شما و دیگران: ()