تبلیغات
هخامنش کرمان

آمار بازید

کل بازدیدها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه پیش :
به روز رسانی :

خاطره: ماشین آشغالی

ی رو ( روز) ت قرق ( ا ساعت 13 تا 13:30) دیتم ک ی کامیون قرمز داره میاد ور سی ( سوی) ما.

یتو ( یکی) اَ قانونایم ای بید ک خودروهای امدادی مانند آمبولانس، آتش نشانی، یدک کش می تونن ت هر ساعتی رفت و آمد کنن و قرق ندارن.

منم فک کردم ک ای کامیونو قرمز آتش نشانیه و ب ناویم گفتم دِرِ وا کن بل ( بگذار) بره بیرون. اونم دِرِ وا کرد.

همیطو ک کامیونو دُش ( داشت) اَ کنارم می گذش، نگاش کردم و دیتم نه آژیری داره و نه شلنگی. دیتم ور پشتش ی تو رفتگی گنده داره. تازه فمیدم ای کامیون آشغالی هس، نه آتش نشانی!

پیش خودم گفتم: چ سوتی یی دادم اِ!

ی نگا کردم ور پنجره ی اتاقک نگبانی، دیتم سرپرست سردر داره خود لبخن وِشَم نگا می کنه و وشم گف: ری.دی پسر!




دسته بندی : سربازی ,
تاریخ: پنجشنبه 1392/12/22 - 16:09 | دیدگاه شما و دیگران: ()