تبلیغات
هخامنش کرمان

آمار بازید

کل بازدیدها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه پیش :
به روز رسانی :

چهار شنبه سوری 1

چهارشنبه سوری از کجا آمده است؟

چهارشنبه‌ سوری ترکیبی است از « چهارشنبه» که پنجمین روز هفته است

و «سوری» به معنای جشن و سرور است.

این جشن پیش درآمدی برای جشن نوروز است

که ریشه در باورهای کهن آریایی های کوچ کرده به ایران زمین دارد.

نخستین چهارشنبه‌سوری در زمان منصور بن نوح سامانی

و در ماه شوال سال 350 هجری قمری در محله ی مرلیان بخارات برگزار شد

و از آن پس همچنان ادامه یافت.

یک باور درباره ی جشن چهارشنبه ‌سوری این است که « مختار ثقفی» قرار گذاشته بود

که روز پنجشنبه آخر صفر انقلابش را آغاز کند اما چون دشمنانش آگاه شدند

قیام را یک روز جلو انداخت و برای آگاهی هوادارانش فرمان داد

که سه‌شنبه شب بر بام خانه‌ها آتش بیفروزند.

ایرانیهای باستان نیز نور را نماد ایزد می‌دانستند. از آن هنگام که آتش شناخته شد

و برای روشن کردن شب‌های تار‌آمد همواره سمبل گرما و نور و رونق‌بخش اجاق خانه‌ها بود.

بعدها افروختن آتش که نشانه ی پیروزی روشنایی بر تباهی و بیماری و نکبت بود

رسم شد و این گونه است که در غروب آفتاب مردم کپه‌‌های هیزم را روی هم می‌گذارند

دور هم جمع می‌شوند و خورشید که در جایگاهش فرو رفت هیزم‌ها را به آتش می‌کشند

از روی آتش می‌پرند و با گفتن « زردی من از تو، سرخی تو از من»

بیماری و زردی را از خود دور می‌کنند و سرخی و سرحالی آتش را برای خود می‌خوانند

و زرد رویی را به خاکستر می‌‌اندازند. آتش‌‌افروزی بر بام‌ها از اصالت بیشتری برخوردار است

 

بترکه چشم‌ حسود

در بسیاری از شهرها و روستاهای ایران اسپند و کندر را برای دفع چشم زخم

و تنگ نظری‌ در آتش می‌ریزند تا یک سال آنها را از بلا و چشم زخم در امان نگاه دارد.

در گذشته تهیه ی اسپند هم در چند جای ایران آداب خاصی داشته است،

به این گونه که یک نفر در غروب آفتاب از 7 مغازه ‌دار می پرسید که اسپند دارند یا نه

و در پایان بر می‌گردد و از یکمین مغازه اسپند می‌خرد که مغازه دار باید سید باشد و شال سبزی هم به کمر بسته باشد

 

شبی پر از شور و گرما

کوزه ‌شکنی در شب چهارشنبه ی پایانی سال یکی از رسم‌‌های این شب بوده است.

در گذشته که ظرف آب مردم تنها کوزه بود در چنین شبی این کوزه را می‌شکستند

چرا که کوزه‌ های آب لعاب نداشت و اگر پس از یک سال به کار بردن،

آن را نمی‌شکستند بسیار سیاه و چرکین می‌شد. هر کس را هم که می‌‌خواستند

به تنگ چشمی وصف کنند، می‌گفتند « کوزه ی 2 ساله در خانه دارد»

فالگیری، بلاگردانی، قاشق‌زنی و بخت‌گشایی از آداب و رسومی بوده

که کم‌ رنگتر شده است. این مراسم بیشتر کار جوان‌ها بوده

و به عنوان نشانه‌هایی از نیکخواهی و آرزوهای خوش برای سال آینده به شمار می آمده است.

در استان‌های شمالی و مناطق آذربایجان رسم بوده است

که پسران جوان به ویژه آنهایی که نامزد داشته‌اند

یک جعبه ی چهارگوش را که با کاغذ‌های رنگی آراسته شده بود

از پشت بام خانه ی نامزدشان به درون خانه‌اش می‌فرستادند یا

آن را از جلوی پنجره ی اتاقش آویزان می‌کردند و صاحبخانه هم خوردنی، پوشیدنی و پارچه

در آن می گذاشت که این رسم را کجاوه ‌اندازی می‌‌نامیدند.

گذشتگان آجیل چهارشنبه سوری داشتند که بادام، پسته، فندق، گردو،

هسته ی زردآلو، هلو، نخود، کشمش و نقل از جمله ی آنها هستند.

در این شب آش می‌پزند و این آش مجموعه‌ای از همه ی دانه‌‌ها و سبزی‌‌ها را با خود دارد

به این امید که در سال آینده روزی افراد خانواده پر برکت باشد.

آنهایی هم که نذری دارند آش می‌پزند و موادش را با مراسم قاشق‌زنی گرد می‌آورند.

قاشق زنی به این گونه بوده که جوانان چادری بر سر می‌اندازند

و با یک قاشق و کاسه به در خانه‌ها می‌روند و بدون آن که چیزی بگویند

با قاشق به کاسه می‌زنند تا صاحبخانه به‌ آنها چیزی بدهد.

دختران دم‌بخت هم در این شب مراسمی مانند گره‌گشایی و گردوشکنی را انجام می‌دهند

به امید آن که در سال نو قدم به خانه ی بخت بگذارند.

ایرانیها از آنجا که چهارشنبه سوری را پیشواز سال نو می‌دانستند

در این شب تفال می زدند و زیباترین آداب را برای تفال بر سال آیندهشان بر می‌گزیدند

که این آداب با جشن بزرگ نوروز هم هماهنگی دارد مانند فال کوزه که با ترانه و سرود همراه است. سالخوردگان هم داستانسرایی می‌کنند و با این داستان‌‌ها با سرمای زمستان خداحافظی می‌کردند




دسته بندی : ایران باستان ,
تاریخ: جمعه 1395/12/13 - 16:41 | دیدگاه شما و دیگران: ()