تبلیغات
هخامنش کرمان

آمار بازید

کل بازدیدها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه پیش :
به روز رسانی :

خاطره: ماشین آشغالی

ی رو ( روز) ت قرق ( ا ساعت 13 تا 13:30) دیتم ک ی کامیون قرمز داره میاد ور سی ( سوی) ما.

یتو ( یکی) اَ قانونایم ای بید ک خودروهای امدادی مانند آمبولانس، آتش نشانی، یدک کش می تونن ت هر ساعتی رفت و آمد کنن و قرق ندارن.

منم فک کردم ک ای کامیونو قرمز آتش نشانیه و ب ناویم گفتم دِرِ وا کن بل ( بگذار) بره بیرون. اونم دِرِ وا کرد.

همیطو ک کامیونو دُش ( داشت) اَ کنارم می گذش، نگاش کردم و دیتم نه آژیری داره و نه شلنگی. دیتم ور پشتش ی تو رفتگی گنده داره. تازه فمیدم ای کامیون آشغالی هس، نه آتش نشانی!

پیش خودم گفتم: چ سوتی یی دادم اِ!

ی نگا کردم ور پنجره ی اتاقک نگبانی، دیتم سرپرست سردر داره خود لبخن وِشَم نگا می کنه و وشم گف: ری.دی پسر!




دسته بندی : سربازی ,
تاریخ: پنجشنبه 1392/12/22 - 16:09 | دیدگاه شما و دیگران: ()

خاطره: کش رفتن حوله ی حمام

دِزی ( دزدی) و کش رفتن یتو (یکی) اَ کارای عادی نظامیها هس و نشونه ی زرنگیه!

 

م هر وَخ ( هنگام) می رفتم حموم حوله و جامه آیی ک می شستم ر رو طناب منداختم. ی رو ( روز) ک رفتم اَ رو طناب وِرِشون بدارم دیتم ای بابو حولم نیس. نمی دونم کی اومده بید حوله منه ور دُشته ( برداشته) بید. منم ی نگا انداختم ای ور، ی نگا انداختم او ور، دیتم هشکی ( هیچ کسی) نیس. در کثری اَ ثانیه(!) ی حوله دگه ر ک رو طناب بید ت هوا زدم و کش رفتم! می دونستمم صابش کیه.

فرداش ک رفتم نزدیکا او طنابو، دیتم ک جا او حوله یی ک کش رفته بید ی حوله دگه هس. حالو نگو صاب حوله او ک دیده بید حولشه یکی کش رفته، اونم حوله یکی دگه ر کش رفته بید! ایژو بید ک ی زنجیره ی کش رفتن را انداختم!




دسته بندی : سربازی ,
تاریخ: پنجشنبه 1392/12/22 - 16:04 | دیدگاه شما و دیگران: ()

خاطره: کش رفتن رو متکایی

دِزی ( دزدی) و کش رفتن یتو (یکی) اَ کارای عادی نظامیها هس و نشونه ی زرنگیه!

ی رو ( روز) دیتم رومتکاییم نیس. منم گرفتم تک تک تخت خابا ر گشتم. حالو فک نکنن اَ دنبال رومتکایی خودم می گشتم، نه. چون چیزی ک کش رفته شده بید ر ب ای سادگیا نمی شد پیدا کرد.

همیطو ک می گشتم دیتم ی رومتکایی نو و تِر تمیز رو یتو اَ متکاآیه. اتفاقن چن ( چند) افسر وظیفه ی پایه بوق تازه اومده بیدن. بِشون ( ب آنها) گفتم: چون تازه اومِدِن میبا ( باید) ی آموزش بِتون ( ب شما) بدم، اگه رومتکاییتون گم شد، می رِن تختا دگه ر تک تک می بینِن و اگه چیزی ر پسندیدِن، ی نگا مندازین ای ور، ی نگا مندازین او ور و رومتکایی ر در میارِن و می شه مال شما! ب همی سادگی و ب همی خوشمزگی مَ تونستم ی رومتکایی دگه یی ب دس بیارم!




دسته بندی : سربازی ,
تاریخ: پنجشنبه 1392/12/22 - 16:03 | دیدگاه شما و دیگران: ()

خاطره: کش رفتن رو تختی

دِزی ( دزدی) و کش رفتن یتو (یکی) اَ کارای عادی نظامیها هس و نشونه ی زرنگیه!

 

ما هر وَخ ( هنگام) اَ تخت خابمون دور می شدیم ت ور گشتن می دیتیم ک رو تختی یا رو متکامون ر یکی کش رفته.

ی رو ( روز) دیتم رو تختی منه کش رفتن، اتفاقن همو رو یتو اَ افسر وظیفه آ رف ( رفت) مرخصی. منم اَ خدا خاسته رو تختی اونه کش رفتم!




دسته بندی : سربازی ,
تاریخ: پنجشنبه 1392/12/22 - 16:01 | دیدگاه شما و دیگران: ()