تبلیغات
هخامنش کرمان

آمار بازید

کل بازدیدها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه پیش :
به روز رسانی :

گویش کرمانی 18

تو پر خورده

کسل وناراحت

 

تک و تل

اثاثیه

 

تلواشه

بخش کوچک جدا شده از چوب

 

جار زدن

فریاد فروشندگان برای به دست آوردن مشتری

 

جوغن

هاون

 

جریدن

حرکت کردن

 

جكیدن

پریدن

 

جلغوز

سبک و خود نما

 

جلمبر

ژنده پوش

 

جیكو

جیر جیرک

 

جزغو

پیه و چربی سرخ شده

 

جر

ژرف

 

جزغاله

گوشت و چربی سوخته شده، آدم لاغر

 

جریده

چیزی همانند علم که درمراسم سوگواری می آورند

 




دسته بندی : گویش کرمانی ,
تاریخ: جمعه 1390/03/13 - 15:06 | دیدگاه شما و دیگران: ()

گویش کرمانی 17

تلمبار

انباشته شدن چیزی روی هم

 

تومون

شلوار

 

تپاله

سنگین

 

توگی

نانی که روی ماهیتابه پخته می شود که به آن پتیرو هم می گویند

 

توه

ماهیتابه

 

تنا خارو

طحال گوسفند

 

تاتو

گونه ای اسب

 

توره

شغال

 

ترد

نرم

 

توتم

چاهی که از درون فرو ریزد

 

تخ

هشداری به بچه برای نخوردن چیز آلوده

 

تپنه

روی هم انباشته شده

 

ترمه

شال، به کسانی که کاری ازشان بر نمی آید هم گفته می شود

 

تریش تریش

تیکه تیکه

 

تلواسه

تکان در حال تب




دسته بندی : گویش کرمانی ,
تاریخ: یکشنبه 1389/12/8 - 15:53 | دیدگاه شما و دیگران: ()

گویش کرمانی 16

تج

جوانه

 

توار

صدا

 

ته گاه

سکوی خانه

 

تُمبیدن

خراب شدن، فرو ریختن

 

تش لرد

حیف و میل

 

تی تی

چیز کوچکی که به کودک می دهند

 

تنگفت منگفت

گله ها، سخنهای بیهوده و بیجا

 

تاله

ساقه های هندوانه و خربزه و خیار و گوجه و کدو

 

تلان تلان

راه رفتن آهسته همراه با وقار

 

تخته سر شده

توصیف محل کار یا خانه به گونه ی بیزاری

 

تپكو

ضربه ای که به سر و صورت می زنند

 

تورشتو

بیماری

 

تنگی كاه

سنگینی وزن

 

تر تر زدن

خنده ی آهسته

 

ته پنجاله

باقیمانده




دسته بندی : گویش کرمانی ,
تاریخ: یکشنبه 1389/12/8 - 15:30 | دیدگاه شما و دیگران: ()

گویش کرمانی 15

تلكه

ذخیره، با زرنگی چیزی را از کسی گرفتن

 

تكا پكا

تکاپو، تنگنا

 

تیل

غلیظ

 

تلنگ

بشکن

 

تیله

هل دادن، تنه زدن

 

تک پرک

لت و پاره، تیکه تیکه

 

تندیسه

بدن، نیمی از بدن

 

تیم تر

صدای زمین خوردن چیزی

 

تزگو

دمل کوچک که بر دست و صورت پیدا می شود

 

ترده

جانوری که بر چوب و ساختمان پیدا می شود

 

تلنگو انگور

خوشه ی کوچکی از انگور

 

تركمون

بول

 

ترنجون

نیشگون

 

ترشاله

زرد آلو خشک

 

تلف

قره قروت




دسته بندی : گویش کرمانی ,
تاریخ: جمعه 1389/04/11 - 14:08 | دیدگاه شما و دیگران: ()

گویش کرمانی 14

پدوم

بالا آمدن، ورم کردن

 

پِرقید

ترکید، بیرون آمد، پاره شد

 

پا پی

تعقیب و دنبال

 

پس كف

ذخیره

 

پاییدن

مراقب بودن

 

پنا باد

حفاظ

 

پی دارو

خمیری برای ترمیم کوزه های سفالی

 

پمپ

زرد

 

پمپو زده

نانی که کپک زده

 

پوره پاری

کمی، اندکی

 

پت ریزه

ریختن مو

 

پغاركو

جلو آمده، بالا آمده

 

پادو

کارگر

 

پوز

آب بینی

 

تكه، پركاله

خرده خرده، ذره ذره





دسته بندی : گویش کرمانی ,
تاریخ: دوشنبه 1389/01/9 - 11:36 | دیدگاه شما و دیگران: ()

گویش کرمانی 13

پر غرو

جست و خیز کودک

 

پلالک

دست و پا زدن کودک

 

پنداری

تصور کنی

 

پس صبا

پس فردا

 

پسخو پسقو

ذخیره

 

پنا پسخول

مخفی گاه

 

پسین

عصر

 

پستا

قسمت

 

پركت

نرم شدن، خرد شدن

 

پتک

جوانه

 

پپرمه

آب نبات

 

پُف

فوت کردن

 

پنیر تراش

رنده

 

پا گشا

مراسم دعوت عروس و داماد به خانه های خویشاوندان

 

پرو پخل

آشغال و کثافت




دسته بندی : گویش کرمانی ,
تاریخ: چهارشنبه 1388/11/7 - 11:06 | دیدگاه شما و دیگران: ()

گویش کرمانی 12

پاچه پلش

شلخته و تنبل

 

تریشه

بخش بریده شده کوچکی از کاغذ یا پارچه

 

تلان

سنگین وچاق

 

تغارو

تغار کوچک

 

تالوندن

تلکه دادن

 

تتره كو

تگرگ

 

ترش بالا

صندوق خانه ی بزرگ

 

تره پوندن

تاختن اسب والاغ، بیرون انداختن

 

پش كش

زخمی که در اثر تماس دست با گای سگ پدید می آید

 

پر تو

پرتاب کردن

 

په په

خوردنی ای خوشمزه که به کودک می دهند

 

پایاب

قنات آبی که با پله به ته آن می رسند

 

پخماله

آدم سنگین و بی آزار

 

پن جرو

نیشگون

 

پراكی

قابل پریدن




دسته بندی : گویش کرمانی ,
تاریخ: شنبه 1388/07/11 - 17:29 | دیدگاه شما و دیگران: ()

گویش کرمانی 11

پركند

بخشی

پفتال

تفاله، به آدمای پیر و ناتوان هم گویند

پاطاقو

قلاب گرفتن هنگامی که کسی بخواهد از دیوار بالا رود

پَق

پهن

پق و پهن

شل و ول، تنبل

پوت

پوک، خالی

پک

جستن و پریدن، نفس زدن به قلیان

پی رد

تعقیب

پلماش

جستجو كردن

پس كوچه

بن بست

پَنگل

چنگ حیواناتی همانند گربه

پلشیده

سوخته، سوختن مو و پشم

پلش

بوی سوختن مو و پشم و پنبه

پرچو، پرقو

کثیف

پلاخون

خون بسته ای که روی زخمهای سطحی پدید می آید




دسته بندی : گویش کرمانی ,
تاریخ: جمعه 1388/06/13 - 12:09 | دیدگاه شما و دیگران: ()

گویش کرمانی 10

بی پدرو

طحال گوسفند

بازه

پشته

بش گندم

علف گندم

بخو بر

کسی که هنگامی که کسی خواب است وسایلش را بدزدد

بلهرت

ساده

بیزوال

ساکت و آرام

بطون

نهاد، باطن

بشكن

سرور و شادی

بد ملایی

احساس ناراحتی کردن

بک

ندای شگفتی

پاتیل

دیگ سر گشاده وبزرگ ویژه ی شیرینی پزها

پُف

ریه ( جگر سفید)

پُت

مو

پلیوره

سرگرم، دست به یقه

پرک

نیمه




دسته بندی : گویش کرمانی ,
تاریخ: دوشنبه 1388/05/5 - 17:43 | دیدگاه شما و دیگران: ()

گویش کرمانی 9

بیرق

پرچم

بمپون

نگهبان خانه در نبود صاحب خانه

بیداغمه، بیدارمون

زنای زن

بمبل

نیرنگ

بشن

بدنه

بزیده

بیزار شدن از چیزی

براق

گربه ی پشمالو، کسی که به آدمی خیره شود

با داف

چشمی که سفیدی آن قرمز شده یا پلک آن باد کرده

بخُف

بخواب

بریز دادن

سرخ کردن آرد یا چیزی دیگر

بالشت

بالش، متکا

بون

بام

بروک

انگوری که برای رسیدن به میخ آویزان می کنند

بیفكور

جغد

بغرو

چاق وچله




دسته بندی : گویش کرمانی ,
تاریخ: سه شنبه 1388/02/8 - 14:21 | دیدگاه شما و دیگران: ()

صفحه ها: [ 1 ] [ 2 ]